اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
میان حلقه عشاق ذوفنون باشم
۱منم به عشق سلیمان زبان من آصف
چرا ببسته هر داروی فسون باشم
۲خلیل وار نپیچم سر خود از کعبه
مقیم کعبه شوم کعبه را ستون باشم
۳هزار رستم دستان به گرد ما نرسد
به دست نفس مخنث چرا زبون باشم
۴به دست گیرم آن ذوالفقار پرخون را
شهید عشقم و اندر میان خون باشم
۵در این بساط منم عندلیب الرحمان
مجوی حد و کنارم ز حد برون باشم
۶مرا به عشق بپرورد شمس تبریزی
ز روح قدس ز کروبیان فزون باشم
۷