جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را
۱بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله
تا گل سجود آرد سیمای روی ما را
۲مخمور و مست گردان امروز چشم ما را
رشک بهشت گردان امروز کوی ما را
۳ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را
از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را
۴شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم
فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را
۵ای آب زندگانی ما را ربود سیلت
اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را
۶گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو
همخوی خویش کردهست آن باده خوی ما را
۷گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم
زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را
۸مهمان دیگر آمد دیگی دگر به کف کن
کاین دیگ بس نیاید یک کاسهشوی ما را
۹نک جوق جوق مستان در میرسند بستان
مخمور چون نیاید؟ چون یافت بوی ما را
۱۰ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید
گر بشنود عطارد این طرقوی ما را
۱۱سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان
زخمه به چنگ آور میزن سه توی ما را
۱۲بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا
گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را
۱۳