ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
۱درهای گلستان ز پی تو گشادهایم
در خارزار چند دوی ای برهنه پا
۲جان را من آفریدم و دردیش دادهام
آن کس که درد داده همو سازدش دوا
۳قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو
کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا
۴باغی که برگ و شاخش گویا و زندهاند
باغی که جان ندارد آن نیست جان فزا
۵ای زنده زاده چونی از گند مردگان
خود تاسه می نگیرد از این مردگان تو را
۶هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش
با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما
۷جانها شمار ذره معلق همیزنند
هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا
۸ایشان چو ما ز اول خفاش بودهاند
خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا
۹