غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا بیار باده و بختم بلند کن

زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن

۱

مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم

آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن

۲

زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز

در بیخودی سزای دل خودپسند کن

۳

ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست

آن را که هوشیار بیابی گزند کن

۴

مستان مسلّمند ز اندیشه‌ها و غم

آن کو نشد مسلّم او را نژند کن

۵

ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ»

بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن

۶

ریش همه به دست اجل بین و رحم کن

از مرگ وارهان همه را سودمند کن

۷

عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت

با شیرگیر مست مگو ترک پند کن

۸

در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین

ما را سوار اشقر و پشت سمند کن

۹

یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست

با او حساب دفتر هفتاد و اند کن

۱۰

ای طبع روسیاه سوی هند باز رو

وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن

۱۱

آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو

و آن‌جا که باده خوردی آن‌جا فکند کن

۱۲

در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست

آن‌گاه سر در آخُر این گوسفند کن

۱۳

خواهی که شاهدان فلک جلوه‌گر شوند

دل را حریف صیقل آیینه رند کن

۱۴

ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن

بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنقافیه: ـند۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. خوشیمکن
  3. بریزکن
  4. نیستکن
  5. غمکن
  6. یشربونکن
  7. کنکن
  8. رختکن
  9. ببینکن
  10. هستکن
  11. روکن
  12. شوکن
  13. نیستکن
  14. شوندکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.