مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
۱چه دیگ پختهای از بهر من عزیزا دوش
خدای داند تا چیست عشق را سودا
۲چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست
کجا روند همان جا که گفتهای که بیا
۳مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش
که میزنم ز بن هر دو گوش طال بقا
۴غلام پیر شود خواجهاش کند آزاد
چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا
۵نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند
قیامت تو سیه موی کرد پیران را
۶چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی
خموش کردم و مشغول میشوم به دعا
۷