پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
از من و ما بگذر و زوتر بیا
۱پیشتر آ درگذر از ما و من
پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما
۲کبر و تکبر بگذار و بگیر
در عوض کبر چنین کبریا
۳گفت الست و تو بگفتی بلی
شکر بلی چیست کشیدن بلا
۴سر بلی چیست که یعنی منم
حلقه زن درگه فقر و فنا
۵هم برو از جا و هم از جا مرو
جا ز کجا حضرت بیجا کجا
۶پاک شو از خویش و همه خاک شو
تا که ز خاک تو بروید گیا
۷ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز
تا که ز سوز تو فروزد ضیا
۸ور شوی از سوز چو خاکستری
باشد خاکستر تو کیمیا
۹بنگر در غیب چه سان کیمیاست
کو ز کف خاک بسازد تو را
۱۰از کف دریا بنگارد زمین
دود سیه را بنگارد سما
۱۱لقمه نان را مدد جان کند
باد نفس را دهد این علمها
۱۲پیش چنین کار و کیا جان بده
فقر به جان داند جود و سخا
۱۳جان پر از علت او را دهی
جان بستانی خوش و بیمنتها
۱۴بس کنم این گفتن و خامش کنم
در خمشی به سخن جان فزا
۱۵