چند نهان داری آن خنده را؟
آن مه تابندهٔ فرخنده را
۱بنده کُند روی تو صد شاه را
شاه کُند خندهٔ تو بنده را
۲خنده بیآموز گل سرخ را
جلوه کن آن دولت پاینده را
۳بسته بدانست درِ آسمان
تا بکشد چون تو گشاینده را
۴دیده قطار شترهای مست
منتظرانند کشاننده را
۵زلف برافشان و در آن حلقه کش
حلق دو صد حلقهرباینده را
۶روز وصالست و صنم حاضرست
هیچ مپا مدت آینده را
۷عاشق زخمست دفِ سخترو
میل لبست آن نیِ نالنده را
۸بر رخ دف چند طپانچه بزن
دم ده آن نای سگالنده را
۹ور به طمع ناله برآرد رباب
خوش بگشا آن کف بخشنده را
۱۰عیب مکن گر غزل ابتر بماند
نیست وفا خاطر پرّنده را
۱۱