غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

و اندر حشر موران افتاده سلیمانی

۱

می‌بیند و می‌داند یک یک سر یاران را

امروز در این مجمع شاهنشه سردانی

۲

اسرار بر او ظاهر همچون طبق حلوا

گر مکر کند دزدی ور راست رود جانی

۳

نیک و بد هر کس را از تخته پیشانی

می‌بیند و می‌خواند با تجربه خط خوانی

۴

در مطبخ ما آمد یک بی‌من و بی‌مایی

تا شور دراندازد بر ما ز نمکدانی

۵

امروز سماع ما چون دل سبکی دارد

یا رب تو نگهدارش ز آسیب گران جانی

۶

آن شیشه دلی کو دی بگریخت چو نامردان

امروز همی‌آید پرشرم و پشیمانی

۷

صد سال اگر جایی بگریزد و بستیزد

پرگریه و غم باشد بی‌دولت خندانی

۸

خورشید چه غم دارد ار خشم کند گازر

خاموش که بازآید بلبل به گلستانی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سلطانیسلیمانی
  2. راسردانی
  3. حلواجانی
  4. پیشانیخوانی
  5. بی‌مایینمکدانی
  6. داردجانی
  7. نامردانپشیمانی
  8. بستیزدخندانی
  9. گازرگلستانی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.