پیش کش آن شاه شکرخانه را
آن گهر روشن دردانه را
۱آن شه فرخرخ بیمثل را
آن مه دریادل جانانه را
۲روح دهد مرده پوسیده را
مِهر دهد سینه بیگانه را
۳دامن هر خار پر از گل کند
عقل دهد کله دیوانه را
۴در خرد طفل دوروزه نهد
آنچ نباشد دل فرزانه را
۵طفل کی باشد تو مگر منکری
عربده استن حنانه را
۶مست شوی و شه مستان شوی
چونک بگرداند پیمانه را
۷بیخودم و مست و پراکنده مغز
ور نه نکو گویم افسانه را
۸با همه بشنو که بباید شنود
قصه شیرین غریبانه را
۹بشکند آن روی دل ماه را
بشکند آن زلف دو صد شانه را
۱۰قصه آن چشم کی یارد گزارد
ساحر ساحرکش فتانه را
۱۱بیند چشمش که چه خواهد شدن
تا ابد او بیند پیشانه را
۱۲راز مگو رو عجمی ساز خویش
یاد کن آن خواجه علیانه را
۱۳