ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
ما مست و خراباتی و بیخود شده تا کی
۱ما سوخته حالان و شما سیر و ملولان
آخر بنگویید که این قاعده تا کی
۲دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشت
مجلس همه شوریده بتا عربده تا کی
۳دی عقل درافتاد و به کف کرده عصایی
در حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی
۴چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابی
بشکست در صومعه کاین معبده تا کی
۵تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداخت
کاین نوبت شادی است غم بیهده تا کی
۶آنها که خموشند به مستی مزه نوشند
ای در سخن بیمزه گرم آمده تا کی
۷