ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
تو جان و جهانی تو و بیمار چرایی
۱گلزار چو رنگ از صدقات تو ببردند
گلزار بده زان رخ و پرخار چرایی
۲الحق تو نگفتی و دم باده او گفت
ای خواجه منصور تو بر دار چرایی
۳در غار فتم چون دل و دلدار حریفند
دلدار چو شد ای دل در غار چرایی
۴آن شاه نشد لیک پی چشم بد این گو
گر شاه بشد مخزن اسرار چرایی
۵گر بیخ دلت نیست در آن آب حیاتش
ای باغ چنین تازه و پربار چرایی
۶گر راه نبردهست دلت جانب گلزار
خوش بو و شکرخنده و دلدار چرایی
۷گر دیو زند طعنه که خود نیست سلیمان
ای دیو اگر نیست تو در کار چرایی
۸بر چشمه دل گر نه پری خانه حسن است
ای جان سراسیمه پری دار چرایی
۹ای مریم جان گر تو نهای حامل عیسی
زان زلف چلیپا پی زنار چرایی
۱۰گر از می شمس الحق تبریز نه مستی
پس معتکف خانه خمار چرایی
۱۱