مرا هر لحظه منزل آسمانی
تو را هر دم خیالی و گمانی
۱تو گویی کو طمع کردهست در من
جهانی زین خیال اندر زیانی
۲بر آن چشم دروغت طمع کردم
که چون دوزخ نمودستت جنانی
۳بر آن عقل خسیست طمع کردم
که جان دادی برای خاکدانی
۴چه نور افزاید از برق آفتابی
چه بربندد ز ویرانی جهانی
۵ز یک قطره چه خواهد خورد بحری
ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی
۶چه رونق یا چه آرایش فزاید
ز پژمرده گیایی گلستانی
۷به حق نور چشم دلبر من
که روشنتر از این نبود نشانی
۸به حق آن دو لعل قندبارش
که شرح آن نگنجد در دهانی
۹که مقصودم گشاد سینهای بود
نه طمع آنک بگشایم دکانی
۱۰غرض تا نانی آن جا پخته گردد
نه آنک درربایم از تو نانی
۱۱ز بهمان و فلان تو فارغ آیند
طمع آن نی که گویندم فلانی
۱۲