نه آتشهای ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی
۱نه محرم درد ما را هیچ آهی
نه همدم آه ما را هیچ جانی
۲نه آن گوهر که از دریا برآمد
نه آن دریا که آرامد زمانی
۳نه آن معنی که زاید هیچ حرفی
نه آن حرفی که آید در بیانی
۴معانی را زبان چون ناودان است
کجا دریا رود در ناودانی
۵جهان جان که هر جزوش جهان است
نگنجد در دهان هرگز جهانی
۶