بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
۱عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بیطاقتم ز شیدایی
۲بده بده که چه آوردهای به تحفه مرا
بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی
۳مرو مرو چه سبب زود زود میبروی
بگو بگو که چرا دیر دیر میآیی
۴نفس نفس زدهام نالهها ز فرقت تو
زمان زمان شدهام بیرخ تو سودایی
۵مجو مجو پس از این زینهار راه جفا
مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
۶برو برو که چه کَش میروی به شیوهگری
بیا بیا که چه خوش میچمی به رعنایی
۷