هذا طبیبی، عند الدوآء
هذا حبیبی، عند الوء
۱هذا لباسی، هذا کناسی
هذا شرابی، هذا غذایی
۲هذا انیسی، عندالفراق
هذا خلاصی، عند البء
۳قالوا تسلی، حاشا و کلا
قلبی مقیم، وسط الوفء
۴این کان احمد، قلبی تعمد
روحی فداه، عند الفنء
۵ان کان شاکی، یبغی هلاکی
سمعا و طاعه ذا مشتهایی
۶هذا سلحدار، لایدخل الدار
الا بدینار، عند الابء
۷مونی حیاتی، حصدی نباتی
حبسی نجاتی، مقتی بقایی
۸یا من یلمنی، مالک و مالی
صبری محال فی الاتقء
۹روحی مصیب، قلبی مصاف
صبری مذاب، فی حرنایی
۱۰انا نسینا، ما قد لقینا
لما راینا، بدر الضیء
۱۱یا ذوفنونی، ابصر جنونی
فوقالظنون، خرق الحیاء
۱۲امروز دلبر یکبار دیگر
آمد که گیرد مرغ هوایی
۱۳گر او پذیرد، ده ده بگیرد
لیکن بخیل است، در رخنمایی
۱۴بر گرد دلبر، پانصد کبوتر
پر میفشانند، بهر گوایی
۱۵ای نیم مرده، پران شو اینجا
کاینجا نماند، بیاشتهایی
۱۶مستان کم زن، رستند از تن
دزدم گلیمی، من از کسایی
۱۷