هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
به هر چه روی نهی بیوی ار نکوست بدست
۱چو مغز خام بود در درون پوست نکوست
چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست
۲درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت
بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست
۳به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس
چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست
۴فراق دوست اگر اندکست اندک نیست
درون چشم اگر نیم تای موست بدست
۵در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت
به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست
۶غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین
از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست
۷