کدیهای میکنم سبک بشنو
خبر عشق میدهم بگرو
۱نفسی با خودم قرینی ده
که به میزان نهند با زر، جُو
۲تو نوی بخش و بندهٔ تو کهن
کهنم را به یک نظر کن نو
۳پیشهٔ کیمیا خود این باشد
که مس تیره را ببخشد ضو
۴کرمت را بگوی تا بدهد
درخور شام بنده روغن عو
۵ای دل آن شاه سوی بیسویی است
خلق هر سو دوند تو کم دو
۶فکر مردم به هر سوی گرو است
تو به «لاحول» فکر را کن خو
۷بیسوی عالمی است بس عالی
شش جهت وادییست بس درگو
۸کار امروز را مگو فردا
تا نه حسرت خوری نه گویی «لو»
۹چشمکت میزند رقیب غیور
چشم ازو بر مگیر لاتطغو
۱۰شمس تبریز خضر عین یقین
وارهان خلق را ز عینالسو
۱۱