سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
چشمهٔ شور از در نفایه ستور است
۱خانهٔ تاری است این جهان و بدو در
رهگذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
۲فردا جانت به علم زور نماید
چونان کامروز کار تنت به زور است
۳دانا گر چشم سر ندارد بیناست
نادان گر چشم هشت یابد کور است
۴آتش با عاقلان برابر آب است
بستان با جاهلان برابر گور است
۵