هر چه دور از خرد همه بند است
این سخن مایهٔ خردمند است
۱کارها را بکشی کرد خرد
بر ره ناسزا نه خرسند است
۲دل مپیوند تا نشاید بود
گرت پاداش ایچ پیوند است
۳وهم جانت مبر به جز توحید
کان دگر کیمیای دلبند است
۴سخت اندر نگر موحد باش
که سلب را بپا که افگنده است؟
۵گر خداوندی از نیاز مترس
که رهی مر تو را خداوند است
۶غمت آسان گذار نیز و بدان
مادرت برگذار فرزند است
۷ای رفیق اندرون نگر به جهان
تا چو تو چند بود یا چند است
۸این جهان نیست با تو عمر دراز
مر تو را عمر خود دم و بند است
۹مکن امید دور آز دراز
گردش چرخ بین که گریند است
۱۰