در این مقام اگر می مقام باید کرد
بکار خویش نکوتر قیام باید کرد
۱به هرچه خوشترت آید زنامها، تن را
به فعل خویش بدان نام نام باید کرد
۲که نام نیکو مرغ است و فعل نیکش دام
زفعل خویش بر این مرغ دام باید کرد
۳زخوی نیک و خرد در ره مروت و فضل
مر اسپ تن را زین و لگام باید کرد
۴بدین لگام و بدین زینت نفس بدخو را
در این مقام همی نرم و رام باید کرد
۵اگر دلت بشکسته است سنگ معصیتش
دل شکسته به طاعت لجام باید کرد
۶اگر سلامت خواهی ز جهل بر در عقل
سلام باید کرد و مقام باید کرد
۷اگر خرد نبود، از دو بد نداند کس
به ذات خویش که او را کدام باید کرد
۸وگر کریم شود آرزوت نام و لقب
کریموار فعال کرام باید کرد
۹جفا و جور و حسد را به طبع در دل خویش
نفور و زشت و بد و سرد و خام باید کرد
۱۰چو بر تو دهر به آفات خود زحام کند
تو را ز صبر به دل بر زحام باید کرد
۱۱وگر به غدر جهان بر تو قصد چاشت کند
تو را به صبر برو قصد شام باید کرد
۱۲به فعل نیک و به گفتار خوب پشت عدو
چو عاقلان جهان زیر بام باید کرد
۱۳سفیه را به سفاهت جواب باز مده
ز بیوفا به وفا انتقام باید کرد
۱۴و گر زمانه به گرگی دهد عنانش را
برو ز بهر سلامت سلام باید کرد
۱۵وگرچه خاص بوی، خویشتن ز بهر صلاح
میان عام چو ایشانت عام باید کرد
۱۶به قصد و عمد چو چیزی حلال دارد دهر
به سوی خویش مر آن را حرام باید کرد
۱۷جهان به مردم دانا تمام خواهد شد
پس این مرا و تو را می تمام باید کرد
۱۸به باغ دین حق اندر ز بهر بار خرد
زبانت را به بیان چون غمام باید کرد
۱۹رخ از نبید مسائل به زیر گلبن علم
به قال و قیل تو را لعل فام باید کرد
۲۰به حرب اهل ضلالت ز بهر کشتن جهل
سخنت را چو برنده حسام باید کرد
۲۱کمانت خاطر و حجت سپرت باید ساخت
ز نکتههای نوادر سهام باید کرد
۲۲چو ناصبی معربد دلام خواهد ساخت
تو را جزای دلامش دلام باید کرد
۲۳مسافرند همه خلق و نیستند آگاه
که می نوای شراب و طعام باید کرد
۲۴ز بهر کردن بیدار جمع مستان را
یکی منادی برطرف بام باید کرد
۲۵که «چند خسپید ای بیهشان چو وقت آمد
که تیغ جهل همی در نیام باید کرد»
۲۶بکام و ناکام از بهر زاد راه دراز
زمین به زیر کیت زیر گام باید کرد
۲۷به زیر آتش اندیشه زاد باید پخت
زعلم حق زبان را زمام باید کرد
۲۸چو بینظامی دین را نظام خواهی داد
نظام دینی دون بینظام باید کرد
۲۹زبانت اسپ کنی چونت راه باید رفت
بگاه تشنه کف دست جام باید کرد
۳۰چرا چو سوی تو نامه پیام بفرستد
تو را به هر کس نامه پیام باید کرد؟
۳۱اگر کسی را اسپ است یا غلام تو را
روانت بندهٔ اسپ و غلام باید کرد؟
۳۲گر آب روی همی بایدت، قناعت را
چو من به نیک و بد اندر امام باید کرد
۳۳وگرنه همچو فلان و فلان به بیشرمی
به پیش خلق رخان چون رخام باید کرد
۳۴محال باشد اگر مر کریم را به طمع
ثنای بیخردان و لام باید کرد
۳۵جهان پر از خس و پرخار و پر ورام شدهاست
تو را کلام همی بیورام باید کرد
۳۶وگر نصیحت را روی نیست، خاموشی
ز نیک و بدت به برهان لثام باید کرد
۳۷به زاد این سفرت سخت کوش باید بود
که این همی سوی دارالسلام باید کرد
۳۸بجوی امام همامی از اهلبیت رسول
که خویشتنت چنو می همام باید کرد
۳۹تو را اگر نبود ناصحی امام امروز
بسی که فردا «ای وای مام» باید کرد
۴۰