دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
زین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی
۱زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی
مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی
۲هر غمزهاش سنانی هر ابرویش کمانی
گیسوی او کمندی بالای او بلائی
۳ما را ز عشق رویش هر لحظهای فتوحی
ما را ز خاک کویش هر ساعتی صفائی
۴بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه
عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی
۵جان میفزاید الحق باد صبا سحرگه
مانا که هست با او بوئی ز آشنائی
۶گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد
رندی قمار بازی دزدی گریز پائی
۷