غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰ عبید زاکانی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد

مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد

۱

موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده

در چین به دست ناید و اندر ختا نباشد

۲

با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد

با ما همیشه او را جز ماجرا نباشد

۳

گر حال من نپرسد عیبش مکن که هرگز

سودای پادشاهی حد گدا نباشد

۴

ما کشتگان عشقیم همچون عبید ما را

عقلی سلیم نبود صبری بجا نباشد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نباشدقافیه: ـا۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نباشدنباشد
  2. کشیدهنباشد
  3. نگیردنباشد
  4. هرگزنباشد
  5. رانباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱۰۶ شعر) قرار دارد.