مقطعات

شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا عبید زاکانی

مجموعه
مقطعات
قالب
قطعه
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نماند هیچ کریمی که پای خاطر من

ز بند حادثهٔ روزگار بگشاید

۱

خیال بود مرا کان غرض که مقصود است

حصول آن غرض از شهریار بگشاید

۲

بدان هوس بر سلطان کامران رفتم

که از عطای ویم کار و بار بگشاید

۳

ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشد

مگر ز غیب دری کردگار بگشاید

۴

عبید حاجت از آن در طلب که رحمت او

اگر ببندد یک در هزار بگشاید

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بگشایدقافیه: ـار۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. منبگشاید
  2. استبگشاید
  3. رفتمبگشاید
  4. نشدبگشاید
  5. اوبگشاید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مقطعات (۲۵ شعر) قرار دارد.