عشاق‌نامه

بخش ۱۱ - خطاب معشوق با قاصد عبید زاکانی

قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو زلف خویشتن ناگه برآشفت

بتندید و در آن آشفتگی گفت

۱

بدان رنجور بی درمان بگوئید

بدان مجنون بی‌سامان بگوئید

۲

چو سودا داری ای دیوانه در سر

ز سر سودای ما بگذار و بگذر

۳

نه کار تست این نیرنگ سازی

سر خود گیر تا سر در نبازی

۴

کجا یابی ز وصلم روشنائی

پری با دیو کی کرد آشنائی

۵

گدائی با شهی همدوش کی شد

گیا با سرو هم آغوش کی شد

۶

توئی پروانه من شمع دل افروز

کجا بر شمع شد پروانه دلسوز

۷

دلت گر ماجرای عشق ورزد

درونت گر هوای عشق ورزد

۸

دربارهٔ عبید زاکانی

۲۸۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ عشاق‌نامه (۳۳ شعر) قرار دارد.