نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
وگر خون به فتوی بریزی رواست
۱که را شرع فتوی دهد بر هلاک
الا تا نداری ز کشتنش باک
۲وگر دانی اندر تبارش کسان
بر ایشان ببخشای و راحت رسان
۳گنه بود مرد ستمکاره را
چه تاوان زن و طفل بیچاره را؟
۴تنت زورمند است و لشکر گران
ولیکن در اقلیم دشمن مران
۵که وی بر حصاری گریزد بلند
رسد کشوری بی گنه را گزند
۶نظر کن در احوال زندانیان
که ممکن بود بیگنه در میان
۷چو بازارگان در دیارت بمرد
به مالش خساست بود دستبرد
۸کز آن پس که بر وی بگریند زار
به هم باز گویند خویش و تبار
۹که مسکین در اقلیم غربت بمرد
متاعی کز او ماند ظالم ببرد
۱۰بیندیش از آن طفلک بی پدر
وز آه دل دردمندش حذر
۱۱بسا نام نیکوی پنجاه سال
که یک نام زشتش کند پایمال
۱۲پسندیده کاران جاوید نام
تطاول نکردند بر مال عام
۱۳بر آفاق اگر سر به سر پادشاست
چو مال از توانگر ستاند گداست
۱۴بمرد از تهیدستی آزاد مرد
ز پهلوی مسکین شکم پر نکرد
۱۵