دو تن، پرور ای شاه کشور گشای
یکی اهل رزم و دگر اهل رای
۱ز نام آوران گوی دولت برند
که دانا و شمشیر زن پرورند
۲هر آن کاو قلم را نورزید و تیغ
بر او گر بمیرد مگو ای دریغ
۳قلم زن نکودار و شمشیر زن
نه مطرب که مردی نیاید ز زن
۴نه مردی است دشمن در اسباب جنگ
تو مدهوش ساقی و آواز چنگ
۵بسا اهل دولت به بازی نشست
که دولت برفتش به بازی ز دست
۶