میان دو بدخواه کوتاه دست
نه فرزانگی باشد ایمن نشست
۱که گر هر دو باهم سگالند راز
شود دست کوتاه ایشان دراز
۲یکی را به نیرنگ مشغول دار
دگر را برآور ز هستی دمار
۳اگر دشمنی پیش گیرد ستیز
به شمشیر تدبیر خونش بریز
۴برو دوستی گیر با دشمنش
که زندان شود پیرهن بر تنش
۵چو در لشکر دشمن افتد خلاف
تو بگذار شمشیر خود در غلاف
۶چو گرگان پسندند بر هم گزند
بر آساید اندر میان گوسفند
۷چو دشمن به دشمن بود مشتغل
تو با دوست بنشین به آرام دل
۸