غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را

چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را

۱

سروبالایِ کمان‌ابرو اگر تیر زند

عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را

۲

دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت

سر من دار که در پای تو ریزم جان را

۳

کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن

تا همه خلق ببینند نگارستان را

۴

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی

تا دگر عیب نگویند من حیران را

۵

لیکن آن نقش که در روی تو من می‌بینم

همه را دیده نباشد که ببینند آن را

۶

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب

گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را

۷

گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن

که محالست که حاصل کنم این درمان را

۸

پنجه با ساعدِ سیمین نَه به عقل افکندم

غایت جهل بود مشت زدن سندان را

۹

سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات

غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را

۱۰

سر بنه گر سر میدان ارادت داری

ناگزیرست که گویی بود این میدان را

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. زندرا
  3. بگذشترا
  4. حسنرا
  5. ماندیرا
  6. می‌بینمرا
  7. طبیبرا
  8. مردنرا
  9. افکندمرا
  10. هیهاترا
  11. داریرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.