اخترانی که به شب در نظر ما آیند
پیش خورشید محال است که پیدا آیند
۱همچنین پیش وجودت همه خوبان عدمند
گرچه در چشم خلایق همه زیبا آیند
۲مردم از قاتل عمدا بگریزند به جان
پاکبازان بر شمشیر تو عمدا آیند
۳تا ملامت نکنی طایفه رندان را
که جمال تو ببینند و به غوغا آیند
۴یعلم الله که گر آیی به تماشا روزی
مردمان از در و بامت به تماشا آیند
۵دلق و سجاده ناموس به میخانه فرست
تا مریدان تو در رقص و تمنا آیند
۶از سر صوفی سالوس دوتایی برکش
کاندر این ره ادب آن است که یکتا آیند
۷میندانم خطر دوزخ و سودای بهشت
هر کجا خیمه زنی اهل دل آنجا آیند
۸آه سعدی جگر گوشهنشینان خون کرد
خرم آن روز که از خانه به صحرا آیند
۹