غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آن که مرا آرزوست دیر میسر شود

وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود

۱

تا تو نیایی به فضل رفتن ما باطلست

ور به مثل پای سعی در طلبت سر شود

۲

برق جمالی بجست خرمن خلقی بسوخت

زان همه آتش نگفت دود دلی برشود

۳

ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت

گر در و دیوار ما از تو منور شود

۴

گر نگهی دوست‌وار بر طرف ما کنی

حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود

۵

هوش خردمند را عشق به تاراج برد

من نشنیدم که باز صید کبوتر شود

۶

گر تو چنین خوبروی بار دگر بگذری

سنت پرهیزگار دین قلندر شود

۷

هر که به گِل دربماند تا بنگیرند دست

هر چه کند جهد بیش پای فروتر شود

۸

چون متصور شود در دل ما نقش دوست

همچو بتش بشکنیم هر چه مصور شود

۹

پرتو خورشید عشق بر همه افتد ولیک

سنگ به یک نوع نیست تا همه گوهر شود

۱۰

هر که به گوش قبول دفتر سعدی شنید

دفتر وعظش به گوش همچو دف تر شود

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـر۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. باطلستشود
  3. بسوختبرشود
  4. داردتشود
  5. کنیشود
  6. بردشود
  7. بگذریشود
  8. دستشود
  9. دوستشود
  10. ولیکشود
  11. شنیدشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.