شیریندهان آن بتِ عیار بنگرید
دُر در میان لعل شکربار بنگرید
۱بستان عارضش که تماشاگه دلست
پرنرگس و بنفشه و گلنار بنگرید
۲از ما به یک نظر بستاند هزار دل
این آبروی و رونق بازار بنگرید
۳سنبل نشانده بر گل سوری نگه کنید
عنبر فشانده گرد سمنزار بنگرید
۴امروز روی یار بسی خوبتر ز دی است
امسال کار من بتر از پار بنگرید
۵در عهد شاه عادل اگر فتنه نادرست
این چشم مست و فتنهٔ خونخوار بنگرید
۶گفتار بشنویدش و دانم که خود ز کبر
با کس سخن نگوید رفتار بنگرید
۷آن دم که جعد زلف پریشان برافکند
صد دل به زیر طرهٔ طرّار بنگرید
۸گنجیست دُرج دُر عقیقین آن پسر
بالای گنج حلقهزده مار بنگرید
۹چشمش به تیغ غمزه خونخوار خیرهکش
شهری گرفت قوّت بیمار بنگرید
۱۰آتشکدهست باطن سعدی ز سوز عشق
سوزی که در دلست در اشعار بنگرید
۱۱دی گفت سعدیا من از آن توام به طنز
این عشوه دروغ دگربار بنگرید
۱۲