روی تو خوش مینماید آینهٔ ما
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا
۱چون می روشن در آبگینهٔ صافی
خویِ جمیل از جمالِ روی تو پیدا
۲هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت
از تو نباشد به هیچ روی شکیبا
۳صیدِ بیابان سر از کمند بپیچد
ما همه پیچیده در کمند تو عمدا
۴طایرِ مسکین که مهر بست به جایی
گر بِکُشندش، نمیرود به دگر جا
۵غیرتم آید شکایت از تو به هر کس
درد اَحِبّا نمیبرم به اطبّا
۶برخیِ جانت شوم که شمع افق را
پیش بمیرد چراغدانِ ثریا
۷گر تو شکرخنده آستین نفشانی
هر مگسی طوطیی شوند شکرخا
۸لعبت شیرین اگر تُرُش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
۹مردِ تماشای باغِ حسن تو سعدیست
دستْ فرومایگان برند به یغما
۱۰