دلی که دید که غایب شدهست از این درویش
گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش؟
۱به دست آن که فتادهست اگر مسلمان است
مگر حلال ندارد مظالم درویش؟
۲دل شکسته مروت بود که بازدهند
که باز میدهد این دردمند را دل ریش؟
۳مه دوهفته اسیرش گرفت و بند نهاد
دو هفته رفت که از وی خبر نیامد بیش
۴رمیدهای که نه از خویشتن خبر دارد
نه از ملامت بیگانه و نصیحت خویش
۵به شادکامی دشمن کسی سزاوار است
که نشنود سخن دوستان نیکاندیش
۶کنون به سختی و آسانیش بباید ساخت
که در طبیعت زنبور نوش باشد و نیش
۷دگر به یار جفاکار دل منه سعدی
نمیدهیم و به شوخی همیبرند از پیش
۸