گرم راحت رسانی ور گزایی
محبت بر محبت میفزایی
۱به شمشیر از تو بیگانه نگردم
که هست از دیرگه باز آشنایی
۲همه مرغان خلاص از بند خواهند
من از قیدت نمیخواهم رهایی
۳عقوبت هرچ از آن دشوارتر نیست
بر آنم صبر هست الا جدایی
۴اگر بیگانگان تشریف بخشند
هنوز از دوستان خوشتر گدایی
۵منم جانا و جانی بر لب از شوق
بده گر بوسهای داری بهایی
۶کسانی عیب ما بینند و گویند
که روحانی ندانند از هوایی
۷جمیع پارسایان گو بدانند
که سعدی توبه کرد از پارسایی
۸چنان از خَمر و زَمْر و نای و ناقوس
نمیترسم که از زهد ریایی
۹