هرگز این صورت کند صورتگری؟
یا چنین شاهد بود در کشوری؟
۱سرورفتاری، صنوبرقامتی
ماهرخساری، ملایکمنظری
۲میرود وز خویشتنبینی که هست
در نمیآید به چشمش دیگری
۳صد هزارش دست خاطر در رکاب
پادشاهی میرود با لشکری
۴عارضش باغی دهانش غنچهای
بل بهشتی در میانش کوثری
۵ماهرویا! مهربانی پیشه کن
خوبرویی را بباید زیوری
۶بیتو در هر گوشه پایی در گِل است
وز تو در هر خانه دستی بر سری
۷چون هُمایم سایهای بر سر فکن
تا در اقبالت شوم نیکاختری
۸در خداوندی چه نقصان آیدش
گر خداوندی بپرسد چاکری؟
۹مصلحت بودی شکایت گفتنم
گر به غیر از خصم بودی داوری
۱۰سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
۱۱خاکی از مردم بماند در جهان
وز وجود عاشقان خاکستری
۱۲