سروِ سیمینا به صحرا میروی
نیک بدعهدی که بی ما میروی
۱کس بدین شوخی و رعنایی نرفت
خود چنینی؟ یا به عمدا میروی؟
۲رویْ پنهان دارد از مردم پری
تو پریروی آشکارا میروی
۳گر تماشا میکنی در خود نگر
یا به خوشتر زین تماشا میروی
۴مینوازی بنده را؟ یا میکشی؟
مینشینی یک نفس؟ یا میروی؟
۵اندرونم با تو میآید ولیک
خائفم گر دستِ غوغا میروی
۶ما خود اندر قید فرمان توایم
تا کجا دیگر به یغما میروی
۷جان نخواهد بردن از تو هیچ دل
شهر بگرفتی به صحرا میروی
۸گر قدم بر چشم من خواهی نهاد
دیده بر ره مینهم تا میروی
۹ما به دشنام از تو راضی گشتهایم
وز دعای ما به سودا میروی
۱۰گرچه آرام از دل ما میرود
همچنین میرو که زیبا میروی
۱۱دیدهٔ سعدی و دل همراه توست
تا نپنداری که تنها میروی
۱۲