بخش

باب سوم در فضیلت قناعت سعدی

این بخش از «گلستان» سعدی است و ۲۸ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۲۸
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۸ مورد · نمایش ۱۷ تا ۲۸)

  1. ۱۷حکایت شمارهٔ ۱۷هم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی…خواندن شعر ‹
  2. ۱۸حکایت شمارهٔ ۱۸هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پای‌پوشی نداشتم. به جامعِ…خواندن شعر ‹
  3. ۱۹حکایت شمارهٔ ۱۹یکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند، تا شب در‌آمد، خانهٔ دهقانی دیدند.خواندن شعر ‹
  4. ۲۰حکایت شمارهٔ ۲۰گدایی هول را حکایت کنند که نعمتی وافر اندوخته بود.خواندن شعر ‹
  5. ۲۱حکایت شمارهٔ ۲۱بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.خواندن شعر ‹
  6. ۲۲حکایت شمارهٔ ۲۲مال‌داری را شنیدم که به بُخْلْ چنان معروف بود که حاتمِ طایی در کَرَم. ظاهرِ حالش به نعمتِ دنیا آراسته و خِسَّتِ نفسِ جِبِلّی در وی همچنان…خواندن شعر ‹
  7. ۲۳حکایت شمارهٔ ۲۳صیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد، طاقتِ حفظِ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در‌ رُبود و برَفت.خواندن شعر ‹
  8. ۲۴حکایت شمارهٔ ۲۴دست‌ و‌ پا‌بریده‌ای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰان‌َالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرا‌ رسید از بی‌دست‌و‌پایی…خواندن شعر ‹
  9. ۲۵حکایت شمارهٔ ۲۵ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر و قَصَبی مصری بر سر.خواندن شعر ‹
  10. ۲۶حکایت شمارهٔ ۲۶دزدی گدایی را گفت: شرم نداری که دست از برایِ جوی سیم پیشِ هر لَئیم دراز می‌کنی؟خواندن شعر ‹
  11. ۲۷حکایت شمارهٔ ۲۷مشت‌زنی را حکایت کنند که از دهرِ مخالف به فغان آمده و حلقِ فراخ از دستِ تنگ به جان رسیده، شکایت پیشِ پدر بُرد و اجازت خواست که: عزمِ سفر…خواندن شعر ‹
  12. ۲۸حکایت شمارهٔ ۲۸درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشمِ همّتِ او شوکت و هیبت نمانده.خواندن شعر ‹