بخش

باب پنجم در عشق و جوانی سعدی

این بخش از «گلستان» سعدی است و ۲۱ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۲۱
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۱ مورد · نمایش ۱۷ تا ۲۱)

  1. ۱۷حکایت شمارهٔ ۱۷سالی محمد خوارزمشاه رحمة الله علیه با خَتا برای مصلحتی صلح اختیار کرد. به جامع کاشغَر در آمدم، پسری دیدم نحوی به غایتِ اعتدال و نهایتِ…خواندن شعر ‹
  2. ۱۸حکایت شمارهٔ ۱۸خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک…خواندن شعر ‹
  3. ۱۹حکایت شمارهٔ ۱۹یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده.خواندن شعر ‹
  4. ۲۰حکایت شمارهٔ ۲۰قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه…خواندن شعر ‹
  5. ۲۱حکایت شمارهٔ ۲۱جوانی پاکباز و پاکرو بودکه با پاکیزه‌رویی در گرو بودخواندن شعر ‹