بخش
باب هشتم در آداب صحبت سعدی
این بخش از «گلستان» سعدی است و ۱۰۹ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۰۹
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۹۷حکمت شمارهٔ ۹۷زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.خواندن شعر ‹
- ۹۸حکمت شمارهٔ ۹۸هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.خواندن شعر ‹
- ۹۹حکمت شمارهٔ ۹۹عاقل چون خلاف اندر میان آمد بجهد و چو صلح بیند لنگر بنهد که آنجا سلامت بر کران است و اینجا حلاوت در میان.خواندن شعر ‹
- ۱۰۰حکمت شمارهٔ ۱۰۰درویشی به مناجات در میگفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كردهای كه مر ایشان را نیک آفریدهای.خواندن شعر ‹
- ۱۰۱حکمت شمارهٔ ۱۰۱اوّل كسی كه عَلَم بر جامه كرد و انگشتری در دست، جمشید بود.خواندن شعر ‹
- ۱۰۲حکمت شمارهٔ ۱۰۲بزرگی را پرسیدند: با چندین فضیلت که دست راست را هست خاتم در انگشت چپ چرا میکنند؟خواندن شعر ‹
- ۱۰۳حکمت شمارهٔ ۱۰۳نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.خواندن شعر ‹
- ۱۰۴حکمت شمارهٔ ۱۰۴شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند.خواندن شعر ‹
- ۱۰۵حکمت شمارهٔ ۱۰۵همه کس را دندان به ترشی کند شود مگر قاضیان را که به شیرینی.خواندن شعر ‹
- ۱۰۶حکمت شمارهٔ ۱۰۶قحبهٔ پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند و شحنهٔ معزول از مردم آزاری.خواندن شعر ‹
- ۱۰۷حکمت شمارهٔ ۱۰۷حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخواندهاند مگر سرو را که ثمرهای ندارد، در این چه…خواندن شعر ‹
- ۱۰۸حکمت شمارهٔ ۱۰۸دو کس مردند و حسرت بردند: یکی آن که داشت و نخورد و دیگر آن که دانست و نکرد.خواندن شعر ‹
- ۱۰۹خاتمهٔ گلستانتمام شد کتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عزّ اسمه. در این جمله چنان که رسم مؤلفان است، از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت.خواندن شعر ‹
