فضل خدای را که تواند شمار کرد؟
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
۱آن صانع قدیم که بر فرش کائنات
چندین هزار صورت الوان نگار کرد
۲ترکیب آسمان و طلوع ستارگان
از بهر عبرت نظر هوشیار کرد
۳بحر آفرید و بر و درختان و آدمی
خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد
۴الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت
اسباب راحتی که نشاید شمار کرد
۵آثار رحمتی که جهان سر به سر گرفت
احمال منتی که فلک زیر بار کرد
۶از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد
وز قطره دانهای درر شاهوار کرد
۷مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت
تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد
۸اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب
بستان میوه و چمن و لالهزار کرد
۹این آب داد بیخ درختان تشنه را
شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد
۱۰چندین هزار منظر زیبا بیافرید
تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد
۱۱توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس
هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
۱۲شکر کدام فضل به جای آورد کسی؟
حیران بماند هر که درین افتکار کرد
۱۳گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید
یا عقل ارجمند که با روح یار کرد
۱۴لالست در دهان بلاغت زبان وصف
از غایت کرم که نهان و آشکار کرد
۱۵سر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟
جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد
۱۶بخشندهای که سابقهٔ فضل و رحمتش
ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد
۱۷پرهیزگار باش که دادار آسمان
فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
۱۸نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
۱۹هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت
دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد
۲۰دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی
جای نشست نیست بباید گذار کرد
۲۱دارالقرار خانهٔ جاوید آدمیست
این جای رفتنست و نشاید قرار کرد
۲۲چند استخوان که هاون دوران روزگار
خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد
۲۳ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند
عادل برفت و نام نکو یادگار کرد
۲۴عیسی به عزلت از همه عالم کناره جست
محبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد
۲۵قارون ز دین برآمد و دنیا برو نماند
بازی رکیک بود که موشی شکار کرد
۲۶ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم
کان تکیه باد بود که بر مستعار کرد
۲۷بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست
بیدولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد
۲۸وین گوی دولتست که بیرون نمیبرد
الا کسی که در ازلش بخت یار کرد
۲۹بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج
چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد
۳۰او پادشاه و بنده و نیک و بد آفرید
بدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد
۳۱سعدی به هر نفس که برآورد چون سحر
چون صبح در بسیط زمین انتشار کرد
۳۲هر بندهای که خاتم دولت به نام اوست
در گوش دل نصیحت او گوشوار کرد
۳۳بالا گرفت و دولت والا امید داشت
هر شاعری که مدح ملوک دیار کرد
۳۴شاید که التماس کند خلعت مزید
سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد
۳۵