قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به خرمی و به خیر آمدی و آزادی

که از صروف زمان در امان حق بادی

۱

به اتفاق همایون و طلعت میمون

دری ز شادی بر روی خلق بگشادی

۲

به هر مقام که پای مبارکت برسد

زمانه را نرسد دست جور و بیدادی

۳

بزرگ پیش خداوند بنده‌ای باشد

که بندگان خدایش کنند آزادی

۴

بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم

جز آن متاع نیابی که خود فرستادی

۵

تو را سلامت دنیا و آخرت باشد

که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی

۶

دعای زنده‌دلانت بلا بگرداند

غم رعیت و درویش بردهد شادی

۷

خدای عزوجل از تو بنده خشنودست

وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی

۸

ملوک روی زمین بر سواد منشورت

نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـادی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. آزادیبادی
  2. میمونبگشادی
  3. برسدبیدادی
  4. باشدآزادی
  5. نعیمفرستادی
  6. باشددادی
  7. بگرداندشادی
  8. خشنودستزادی
  9. منشورتبغدادی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۶۱ شعر) قرار دارد.