به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی
۱به اتفاق همایون و طلعت میمون
دری ز شادی بر روی خلق بگشادی
۲به هر مقام که پای مبارکت برسد
زمانه را نرسد دست جور و بیدادی
۳بزرگ پیش خداوند بندهای باشد
که بندگان خدایش کنند آزادی
۴بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم
جز آن متاع نیابی که خود فرستادی
۵تو را سلامت دنیا و آخرت باشد
که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی
۶دعای زندهدلانت بلا بگرداند
غم رعیت و درویش بردهد شادی
۷خدای عزوجل از تو بنده خشنودست
وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی
۸ملوک روی زمین بر سواد منشورت
نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی
۹