در بهشت گشادند در جهان ناگاه
خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه
۱امید بسته برآمد صباح خیر دمید
به دور دولت سلجوقشاه سلغرشاه
۲چو ماهروی مسافر که بامداد پگاه
درآید از در امیدوار چشم به راه
۳شمایلی که نیاید به وصف در اوهام
خصایصی که نگنجد به ذکر در افواه
۴خدایگان معظم اتابک اعظم
سر ملوک زمان ناصر عبادالله
۵شهنشهی که زمین از فروغ طلعت او
منورست چنان کاسمان به طلعت ماه
۶خجسته روزی خرم کسی که باز کنند
به روی دولت و بختش در فرج ناگاه
۷که چشم داشت که یوسف عزیز مصر شود
اسیر بند بلای برادران در چاه؟
۸شب فراق نمیباید از فلک نالید
که روزهای سپیدست در شبان سیاه
۹هر آنکه بر در بخشایش خدای نشست
به عاقبت نرود ناامید ازین درگاه
۱۰زمانه بر سر آنست اگر خطایی کرد
که بعد از این همه طاعت کند به عذر گناه
۱۱خدای عمر درازت دهاد چندانی
که دست جور زمان از زمین کند کوتاه
۱۲به گرد خیمهٔ اسلام شقهای بزنی
که کهربا نتواند ربود پرهٔ کاه
۱۳مراد سعدی از انشاء زحمت خدمت
نصیحتست به سمع قبول شاهنشاه
۱۴دوام دولت و آرام مملکت خواهی
ثبوت راحت و امن و مزید رفعت و جاه
۱۵کمر به طاعت و انصاف و عدل و عفو ببند
چو دست منت حق بر سرت نهاد کلاه
۱۶تو روشن آینهای ز آه دردمند بترس
عزیز من، که اثر میکند در آینه آه
۱۷معلمان بدآموز را سخن مشنو
که دیر سال بمانی به کام نیکوخواه
۱۸دعای زنده دلانت رفیق باد و قرین
خدای عالمیانت نصیر باد و پناه
۱۹