غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کوته اندیشی که طاعات ریایی کرده است

خویش را محروم از مزد خدایی کرده است

۱

دست خشک آسمان، خورشید عالمتاب را

کاسه دریوزه شبنم گدایی کرده است

۲

نیست تاب حرف سختم، گرچه سنگ کودکان

استخوان را در تن من مومیایی کرده است

۳

با هوسناکی نگردد جمع حسن عاقبت

از هدف قطع نظر تیر هوایی کرده است

۴

سینه اش مجمر شده است از تیر باران چون هدف

هر که از گردن فرازی خودنمایی کرده است

۵

با گرفتاری قناعت کن که در این دامگاه

بند ما را سخت، انداز رهایی کرده است

۶

تا چه با عاشق کند آن لب، که جام باده را

بوسه اش خون در جگر از بد ادایی کرده است

۷

گلستان امروز دارد آب و رنگ تازه ای

تا ز رخسار که گل شبنم ربایی کرده است؟

۸

نیستم نومید از بی دست و پایی تا صدف

قطره ها را گوهر از بی دست و پایی کرده است

۹

همچو بار طرح بر دوشم گرانی می کند

تا سرم از پای خم صائب جدایی کرده است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کرده استقافیه: ـایی۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رااست
  3. کودکاناست
  4. عاقبتاست
  5. هدفاست
  6. دامگاهاست
  7. رااست
  8. ایاست
  9. صدفاست
  10. کنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.