میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
سر به سر دانه این مزرع ویران پوچ است
۱هر سری کز می گلرنگ نباشد لبریز
چون کدو در نظر باده پرستان پوچ است
۲هر حبابی که هوای تو ندارد در مغز
سر برآرد اگر از چشمه حیوان پوچ است
۳تیر باران حوادث چه کند با عاشق؟
پیش شیران قوی پنجه نیستان پوچ است
۴هر که سجاده خود بر سر آب اندازد
همچو کف در نظر همت مردان پوچ است
۵دل خونین نشود با دهن خندان جمع
لاف خونین دلی از پسته خندان پوچ است
۶هر کجا خامه صائب در گفتار زند
یکقلم زمزمه مرغ خوش الحان پوچ است
۷