ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست
روز آزادی طفلان به معلم بارست
۱جذبه کاهربا گرچه بلند افتاده است
چه کند با پر کاهی که ته دیوارست
۲غم روزی و توکل نشود با هم جمع
بستن توشه درین ره به کمر زنارست
۳اثر از سبزه بیگانه درین گلشن نیست
چشم گستاخ ترا آینه در زنگارست
۴خط بی خال بود دایره بی پرگار
خال بی حلقه خط نقطه بی پرگارست
۵می توان کرد به آهسته رویها هموار
گرچه از سنگدلان روی زمین کهسارست
۶تا سخن را نکنی راست، میاور به زبان
که بود تیغ کج آن حرف که پهلودارست
۷گشت خونریزتر از خواب گران مژگانش
بیشتر کار کند تیغ چو لنگردارست
۸می رسد صبح به خورشید درخشان صائب
دیده هر که چو شبنم همه شب بیدارست
۹