از شکر چاشنی ناله نی بیشترست
اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟
۱در وطن اهل هنر داغ غریبی دارند
در صدف گرد یتیمی به جبین گهرست
۲برنگردد ز غلط کرده خود حسن غیور
ورنه از آینه چشم و دل ما پاکترست
۳از سخن بیش تمتع به سخن سنج رسد
از گهر بهره غواص همین یک نظرست
۴زاهد از ترک ندارد غرضی جز شهرت
سکه از بهر روایی است که پشتش به زرست
۵جاهل آن به که به گفتار دهن نگشاید
کودکان را ز لب بام خطر بیشترست
۶پاس دم دار گر از عمر بقا می طلبی
که بر این مرغ گرفتار، نفس بال و پرست
۷ساکن از شیشه ساعت نشود ریگ روان
گرچه در جسم بود روح همان در سفرست
۸پیش چشمی که بود تخم امیدش در خاک
رگ ابری که ندارد گهری نیشترست
۹مکش از مالش ایام چو بی دردان سر
که چو تن سوده شود صندل صد دردسرست
۱۰خواب شیرین بودش بستر و بالین صائب
خانه هر که چو زنبور عسل مختصرست
۱۱