معنی از لفظ سبکروح فلک پروازست
لفظ پرداخته بال وپر این شهبازست
۱عشق بالاتر از آن است که در وصف آید
چرخ کبکی است که در پنجه این شهبازست
۲خامشی پرده اسرار حقیقت نشود
مشک هر چند که در پرده بود غمازست
۳می توان خط برون نامده را خواند چو آب
بس که آیینه رخسار تو خوش پردازست
۴خط مشکین تو در دایره سبزخطان
چون شب قدر ز شبهای دگر ممتازست
۵خار را قرب گل از خوی بد خود نرهاند
هر که ناساز بود، در همه جا ناسازست
۶مکش از بیخبری گردن دعوی چون شمع
که گریبان قبای تو دهان گازست
۷قدم سعی تو در دامن تن پیچیده است
ورنه افلاک ترا اطلس پای اندازست
۸عشق کوتاه کند زمزمه دعوی را
خانمان سوختگی سرمه این آوازست
۹پیش جمعی که شناسند خطا را ز صواب
فکر صائب ز خیالات دگر ممتازست
۱۰