عمر بگذشت و هوس در دل ما نیمرس است
راه طی گشت و همان آبله ها نیمرس است
۱آه ما گر به زمین بوس اجابت نرسد
نیست تقصیر هدف، ناوک ما نیمرس است
۲در ستمکاری و بیداد رسا افتاده است
یار چندان که در آیین وفا نیمرس است
۳به من از تیغ تو یک زخم نمایان نرسید
مد احسان تو بیرحم چرا نیمرس است؟
۴نکهت پیرهن یوسف مصرست رسا
گر ز کوته نظری جذبه ما نیمرس است
۵نه به غمخانه من، نه به مزارم آمد
آن ستمگر ز کجا تا به کجا نیمرس است!
۶میوه پخته محال است نیفتد بر خاک
هر که دل بسته به این دار فنا نیمرس است
۷می رسد رزق به اندازه حاجت صائب
بر زیادت طلبان آب و گیا نیمرس است
۸