غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است

این چه شورست که در عالم جان افتاده است؟

۱

نیست در جاذبه عشق مرا کوتاهی

پله ناز تو بسیار گران افتاده است

۲

گرچه از ناز مقیم است به یک جا دایم

همه جا سایه آن سرو روان افتاده است

۳

نیست ممکن که چکیدن نرود از یادش

عرق از بس که به رویت نگران افتاده است

۴

فیض خورشید جهانتاب ز بس عام شده است

ذره از هستی ناقص به گمان افتاده است

۵

طاق ابروی تو در حلقه آهو چشمان

سست عهدست ولی سخت کمان افتاده است

۶

درنیاید به بغل خرمنش از بسیاری

گرچه شکر لب من مور میان افتاده است

۷

با لب تشنه ز کوثر به تغافل گذرد

هر که را آتش روی تو به جان افتاده است

۸

غنچه منشین، گره خاطر ایام مشو

دو سه روزی که هوا بال فشان افتاده است

۹

غفلت پیریم از عهد جوانی پیش است

خواب ایام بهارم به خزان افتاده است

۱۰

از لبش جای سخن عقد گهر می ریزد

هر که صائب چو صدف پاک دهان افتاده است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: افتاده استقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«افتاده است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کوتاهیاست
  3. دایماست
  4. یادشاست
  5. استاست
  6. چشماناست
  7. بسیاریاست
  8. گذرداست
  9. مشواست
  10. استاست
  11. ریزداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.