غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

آتش از خشکی مغزم به دماغ افتاده است

برق در خانه ام از نور چراغ افتاده است

۱

نیشتر می شکند در جگرم موی سفید

رعشه از خنده صبحم به چراغ افتاده است

۲

آتشم در جگر از دیدن خورشید افتاد

یارب این پنبه خونین ز چه داغ افتاده است؟

۳

این سیه مستی از اندازه می افزون است

چشم میگون که بر چشم ایاغ افتاده است؟

۴

باده زنگ از دل مینا نتوانست زدود

تیرگی لازمه پای چراغ افتاده است

۵

صائب از خامه من عنبر تر می ریزد

فکر آن زلف مرا تا به دماغ افتاده است

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده استقافیه: ـاغ۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. سفیداست
  3. افتاداست
  4. استاست
  5. زدوداست
  6. ریزداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.